اصل این نامه درموزه لندن نگهداری می شود

این نامه راازدست ندهیدحتماًبخوانید


نقشه ايران در زمان ساسانيان

ادامه نوشته

دلتنگی

دلتنگی رادوست دارم.دلتنگی زیباترین حسی ست که خدادرون دل انسان نهادینه کرده است،من این حس زیباراارج می نهم چراکه مقدمه ای ست برای وصال پس دلتنگی شیرین است همچون عسل چون باوصال کام انسان راشیرین می کند.

خوشبینانه است،امابرای یکی مثل من همه ی این اوصاف است چون دلتنگی یه یادگاری ازاودردل من نهاده که برای من لذت بخش ترین حس است.

یادگاری اوچشمای اوست که نگاهش رابه نگاه من دوخته بود.

عشق جاویدان

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

روزی عاشق چشم هایش بودم

                   وروزی عاشق دست هایش

                         اماوقتی بوسه ای روی لب هایش گذاشتم

                                                   گلی دردلم ریشه دواند

                        انگارقلب هایمان بهم پیوندخورده بود

                       حالاوجودم به وجودش وابسته است

گم کرده

روزها می گذرند

       امانشانی ازاونیست

دیگراختیارچشم هایم راندارم

     دلم پرخون پرخونه

کجای راهم

    خودنیزنمی دانم

خسته ازاین دربدری

    خسته ازاین زمانه ام

                          آهای عشق تونشانی یارمرامی دانی؟


سکوت

عکسهای زیبا از تنهایی

سکوت عاشقانه ترین فریاددلم است

             فریادی که تنهااسم توراصدامی زند

بگذاراین فریادباقاصدک های عشقت

              مرادلخوش کندبه بازگشت تو

                                   چشم هایت مال من است

                                  حتی اگردادخواست خلع یدبدهی  

هوای تازه

هوا چقدر خوب و دو نفره ست ...

من هستم و خدا ...

و در جاده ی زندگی ، صورتم مهمان نسیمی که معطر شده از امید ...

به خودم میگم : هیچ چیز ارزش این رو نداره که دستم رو از دستان مهربون خدا بکشم بیرون و بگذارم تو دست غیر خدا ...

راستی اونکه دستان مهربان خدا رو  به غیر او فروخت غیر از افسوس چه چیزی رو بدست آورد ؟

جملات زیبا گیله مرد

   منبع: وبلاگ جملات زیباگیله مرد                                                                            

روزی روزگاری

بازی قایم موشک رو تو بچگی یاتون میاد

چشم میذاشتیم و می شمردیم تا پنجاه ...

47 - 48 - 49 - 50 ، بیام ؟ ... اومدما ...

و میرفتیم دوستی رو که پنهان شده پیدا کنیم ...

باید همه جا رو می گشتیم .

بزرگ شدیم و کودکی هامون فراموشمون شده گویا ؛

که هنوز یک دوست غایب از نظر داریم ...

دوستی که به زبون میگیم دوستش داریم و میخوایم پیداش کنیم و ببینیمش ، ولی به جستجوش نپرداختیم ...

=============

به مشتاقان آن شمشیر سرخ شعله ور در باد

                     بگو تا انتظار این است، اسبی زین نخواهد شد ...

                                                     شاعر : علیرضا قزوه

جملات زیبا گیله مرد

منبع:وبلاگ جملات زیباگیله مرد                                                

زیربارون

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

مثل همیشه تنها تو اتاقم نشسته بودم....           

  دلم گرفته بود....                              

  احساس کردم از بیرون یه صدای آشنا میاد... 

رفتم کنار پنجره و بیرون دیدم.....    

آره همون صدای آشنا.... داشت بارون میومد..... 

 آسمونم مث من دلش گرفته بود.... داشت میبارید....  

دلم طاقت نداشت تو اتاق پشته پنجره بشینم.... زدم از خونه بیرون.....   

زیر بارون قدم میزدم و گریه میکردم....  

هیچ کس حتی قطره های اشک روی گونه هام رو نمیدید.....   

چه قشنگه.... قدم زدن.....زیر بارون.... گریه کردن با آسمون....                                            چرا....؟                                                  

چرا دلم گرفته....؟                           

چرا دارم گریه میکنم...؟                       

چرا دارم زیر بارون خیس میشم....؟                   

پس چرا هیچ کس چتری برام باز نمیکنه....؟     

چون تنهام....؟                   

یعنی جواب همه سوالام همینه...؟

.

.

.

شاید اگر اون نبود لذت این قدم زدن زیر بارون.... خیس شدن....  

سکوت الآن رو نداشتم.....      

شاید هیچ وقت تجربش نمیکردم.....   

نمیدونم.............................!!!!

منبع:poryalove.mihanblog.com


یک داستان واقعی که درژاپن اتفاق افتاده بود........

شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد. خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین آن مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش فرو رفته بود.
دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد. وقتی میخ را بررسی کرد متعجب شد؛ این میخ ده سال پیش، هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!
چه اتفاقی افتاده؟
در یک قسمت تاریک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مانده!!!
چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.
متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.
در این مدت چکار می کرده؟ چگونه و چی می خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر، با غذایی در دهانش ظاهر شد!!!
مرد شدیدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقی! چه عشق قشنگی!!!
اگر موجود به این کوچکی بتواند عشقی به این بزرگی داشته باشد پس تصور کنید ما تا چه حد می توانیم عاشق شویم، اگر سعی کنی.

منبع:poryalove.mihanblog.com

عزیزمهربونم....

همه ی وجودم پر شده از فریاد بی صدایی

به کی بگم این درد بی همزبونی

من چه غریبم توی این شبهای بی قراری

تو خلوت خودم با سکوت و سیاهی همنشینم هر شبی

چه لذتی داشت اون لحظه های کنار هم بودن

چی شد که خط جدایی زدن به بخت تو و من

عزیز مهربونم نمی دونی که بی تو چه سردم من

شب و روز غصه و غم شدن همدم من

ازم نپرس چرا اینجوریه حالم

من هنوزم تو زندون تو در بندم

دلم گرفته با خودم آواز دلتنگی می خونم

ای مهربونم بیا تا واست از عاشقی بخونم

من با اینکه از تو دورم ،ولی خیالم با تو هر دم

ای کاش سرنوشت تو و من اینجوری نبود

روزگار هم با ما کمی مهربونتر بود

من هر دم لبریزم از عشقت

آرزوم دیدن روی ماهت

سهم عاشقا از عشق جداییه

اینم رسم عاشقی و شیداییه 

منبع:poryalove.mihanblog.com

تکامل عشق

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيدچیه؟چیزی شده؟چرااینقدرپریشونی؟اورومی کنه به من اینارومی گه ومن باپریشونی می گم:نمی دونم،نمی دونم بهت گفتم یانه هرچی فکرمی کنم یادم نمی آد!

اوبه من می گه:چی؟چی یادت نمی آدماکه همیشه باهم حرف می زنیم چی رونگفتی؟من که دارم طول اتاقومی گردم وفکرمی کنم بهش می گم:یعنی بهت گفتم؟اَه،آلزایمرگرفتم.اوبهم می گه:داری نگرانم می کنی،چی؟چی رونگفتی؟بیااینجایه دقیقه بشین.می رم کنارش می شینم،درست روبه روش صورتمو میاره روبه روی صورتشو بهم می گه:چی بهم نگفتی؟درست فکرکن.نگاه به چشمای درشت وسبزش می کنم ومی گم:«بهت گفته بودم خیلی دوست دارم؟»یه لبخندمی زنه ومی گه:می دونستم.وقتی اینوبهم گفت انگارآب روآتیش ریخته باشی،بی اختیاردستموروی قلبم گذاشتمو گفتم:«یه دل دارم ناقابله می خوای؟»

اونم دستشوروقلبش میزاره ومی گه:«منم یه دل دارم،ناقابله می خوای؟»بعدمن دستای گرمشوتودستام می زارم وچشماموبه چشمای قشنگش می دوزم ویه سکوت زیبابین ماتبدیل به یه سمفونی عاشقانه می شه.

زیباترین سخن

زیبا ترین دریا...

         دریایی است که هنوز در آن نرانده ایم

زیباترین کودک....

         هنوز شیرخواره است

زیباترین روز ...

         هنوز فرا نرسیده است

و زیباترین سخنی که میخواهم

            با تو گفته باشم...

                  هنوز بر زبانم نیامده است...

  نویسنده :  ناظم حکمت

منبع : وبلاگ آوای دل

جملات زیبا گیله مرد

منبع:وبلاگ جملات زیباگیله مرد

صدسال دگرامروزوفردامی کنم...

 

گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم

گفتا اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می 

کنم

گفتا ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در

گفتم که با افسونگری ، او را ز 

سر وا می کنم

گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مرا

گفتم که با نوش لبم ، 

آنرا گوارا می کنم

گفتا چه می بینی بگو ، در چشم چون آیینه ام

گفتم که من خود 

را در آن عریان تماشا می کنم

گفتا که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند

گفتم که 

با یغما گران باری مدارا می کنم

گفتا که پیوند تو را با نقد هستی می خرم

گفتم 

که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم

گفتا اگر از کوی خود روزی تو را گفتم 

برو

گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

منبع:وبلاگ شبگرد تنها

دیروز:رنگ وحشت،فردا:دوباره تکرار

خالی تر از سکوتم ، از نا سروده سرشار

حالا چه مانده از من ؟... یک مشت شعر بیمار

انبوهی از ترانه ، با یاد صبح روشن

اما... امید باطل... شب دائمی ست انگار

با تار و پود این شب باید غزل ببافم

وقتی که شکل خورشید ، نقشی ست روی دیوار

دیگر مجال گریه از درد عاشقی نیست

بار ترانه ها را از دوش عشق بردار

بوی لجن گرفته انبوه خاطراتم

دیروز: رنگ وحشت ، فردا: دوباره تکرار

وقتی به جرم پرواز باید قفس نشین شد

پرواز را پرنده ! دیگر به ذهن مسپار

شاید از ابتدا هم تقدیر من سفر بود

کوچی بدون مقصد از سرزمین پندار

از پوچ پوچ رویا ، تا پیچ پیچ کابوس

از شوق زنده بودن... تا خنده ای سرِ دار

 منبع:وبلاگ زیباترین شعرهای عاشقانه


حال من خوب است

 سلام

حال من خوب است

ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور،

که مردم به آن شادمانی بی سبب میگویند

با این همه اگه عمری باقی بود طوری از کنار زندگی میگذرم،

که نه دل کسی در سینه بلرزد و نه این دل ناماندگار بی درمانم

تا یادم نرفته بنویسم:

دیشب در خوابم سال پر بارانی بود

خواب باران و پائیزی نیامده را دیدم

دعا کردم که بیایی با من کنار پنجره بمانی، باران ببارد

اما دریغ که رفتن راز غریب این زندگیست

رفتی پیش از اینکه باران ببارد

میدانم دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است

انگار که تعبیر همه رفتن ها هرگز نیامدن است

بی پرده بگویمت:

میخواهم تنها بمانم، در را پشت سرت ببند،

بی قرارم، میخواهم بروم، میخواهم بمانم؟

هذیان میگویم! نمیدانم

نه عزیزم، نامه ام باید کوتاه باشد

ساده باشد، بی کنایه وابهام

پس از تو مینویسم:

سلام

حال من خوب است

اما تو باور نکن!

منبع:وبلاگ دلتنگی


برای تومی نویسم...

برای تو می نویسم

برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست...

برای تویی که قلبم منزلگه عـــشـــق توست ...


منبع:سایت بی تومهتاب

حرف من...

قصه از حنجره ایست که گره خُورده به بُغض

یک طرف خاطره ها ، یک طرف فاصله ها

در همه ی آوازها حرف آخر زیباست

آخرین حرف تو چیست ، تا به آن تکیه کنم

حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست

 
 
 

منبع:سایت بی تومهتاب

قاصدک این نامه راباخودببر

 

 

قاصدک از تو خبر آوردند!



که دلت خسته ز دیدار من است!؟

منبع:سایت بی تومهتاب                                 

تمام تنهاییم

بازی جدیدی یاد گرفتم

خواستم ثابت کنم می توان به تو فکر نکرد

کاغذی سفید برداشتم

قرار شد هر بار که به تو فکر میکنم ،

علامتی به رنگ آبی روی کاغذ نشانم

و هر بار که فکر تو مرا رها میکند ،

علامتی به رنگ قرمز

حالا

تمام خودکارهای آبی ام تمام شد

و خودکار قرمزم بی استفاده ماند

من ماندم و طوماری از رنگ های آبی

من ماندم و تنهایی های من ،

اما تمام تنهایی هایم ،

آبی آبی است....
 
 

منبع:سایت بی تومهتاب

کاش

کاش می شد با نگاهی ساده وبی ادعا با تو بودن را ,تورا تفسیر کرد

کاش می شد در میان موج های بی صدا موج چشمان تورا تعبیر کرد

کاش می شد انتهای جاده های بی کسی عابری در ابتدای همدلی تدبیر کرد

کاش می شد درد هجران تورا تا گذر از زندگی تمدید کرد

کاش می شد در شب دلواپسی تک شهابی را به تو تقدیم کرد

منبع:وبلاگ عشق ناتمام